نكات كاربردي در اجراي الگوي دريافت مفهوم

 

1- مراقب نمونه های مثبت و منفی  که تهیه می کنید باشید. تهیه این نمونه ها دقت و تمرین زیادی نیاز دارد. نمونه های مبهم گیج کننده هستند.

2- مراقب مفهومی که برای تدریس با این الگو انتخاب می کنید باشید . زیرا تهیه ی نمونه ها ی مثبت و منفی برای برخی مفاهیم دشوار است.

3- درصورتی که کار را به صورت انفرادی انجام می دهید مراقب دانش آموزانی باشید که از فعالیت های یادگیری دور مانده ه اند و منزوی و گوشه گیر هستند.

4- در آموزش یک مفهوم پیچیده مراقب باشید که فقط بر ویژگی ها و صفات مهم آن مفهوم تاکید کنید و صفات جزئی را نادیده بگیرید.

۵-تعدادمثال ها وغير مثال هاحدود 20جفت وسير ارايه جفت ها از وضوح به ابهام باشد.
۶-در گام هاي 1و2ارايه جفت ها بستگي به فراگيراني دارد كه پاسخ درست را حدس زده اند وبا رفتارغير كلامي نشان مي دهند.
۷-در صورتي كه از اين الگو براي آموزش آموخته هاي جديد استفاده شود،مثال ها ومصاديق روشن تر وبيشتر باشد.
۸-مراقب دانش آموزاني كه مي خواهند خيلي سريع جواب نهايي را بدهند،باشيد. 
۹-قبل از اجراي الگو وظيفه معلم است كه مثال ها وغيرمثال ها را آماده وتدوين كند.

کارکردهای مثبت  ومحدودیت های استفاده از  الگوي دريافت مفهوم:(محاسن ومعایب)

 
محاسن:
۱-  بالا بردن سطح تحمل ابهام در فراگیران.
۲-- پایداری و عمق بیشتر مطالب یاد گرفته شده.
۳-  بهبود و تقویت قدرت تفکر و درک مفاهیم و اصول.
۴-  یادگیری تفکر استقرایی ،دستیابی به نتیجه ازجز به کل
۵- افزایش انگیزه ی یادگیری با ایجاد حالت بازی و معما در جریان تدریس.

 

محدوديت هاي الگو:

۱-محدوديت براي كلاس هاي اول ودوم
۲-وجود معلمين توانا براي كنترل واداره كلاس خصوصا در مرحله سوم
۳-نياز به مهارت زياد در تهيه نمونه هاي مثبت ومنفي

مراحل اجراي الگوي دريافت مفهوم

 
1-  عرضه مطالب وشناسايي مفهوم
lالف-  گزینش مفهوم مناسب و سازماندهی آن در قالب نمونه های مثبت و منفی توسط معلم
 
lب -   مقایسه نمونه های مثبت و منفی با یکدیگر و فرضیه سازی توسط دانش آموزان.
 
2-   آزمون   دستیابی  به مفهوم

lالف- ارائه نمونه های بیشتر توسط معلم در صورت نرسيدن به مفهوم (كمتر از 0/50 فراگيران)
 
lب -  تایید فرضیه های درست نامگذاری مفهوم توسط
lفراگيران وارايه نمودهاي مثبت ومنفي توسط آنان

3- تحلیل شیوه هاي تفکر

lالف -  بحث گروهی درباره فرضیه ها
 
lب - بیان جریان تفکر دانش آموزان برای دستیابی به مفهوم توسط خود دانش آموزان ودرصورت ضرورت با كمك معلم

الگوی دریافت مفهوم ومراحل اجراي الگو

- الگوی دریافت مفهوم بر این اساس و به منظور کمک به  دانش آموزان  در یادگیری موثرتر مفاهیم و براساس مطالعات برونر پیرامون شیوه ی تفکر طراحی گردیده است. در این الگو مفاهیم و تعاریف به طور مستقیم در اختیار دانش آموزان قرار نمی گیرد. ابتدا نمونه هایی که برخی از آنها ویژگی های مفهوم مورد نظر را دارا هستند و برخی دیگر فاقد آن ویژگی ها هستند ( نمونه های مثبت و منفی) در اختیار دانش آموزان قرار می گیرد و دانش آموزان با مقایسه این نمونه ها به مفاهیم دست می یابند.
 
مراحل اجراي الگو:
 
 
۱-  عرضه مطالب وشناسايي مفهوم
۲-  آزمون دستیابی  به مفهوم
۳-     تحلیل شیوه هاي تفکر

کاربرد تئوری سیستم در مدیریت

تئوری سیستم مفهوم بسیار وسیع و گسترده ای دارد و شکی نیست که برای حل و فصل جامع مسائل سازمانی لازم است که کلیه اجزاء سیستم و همبستگی و تأثیر متقابل آنها روی یکدیگر مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گیرد. اما اندازه گیری برخی از عوامل مؤثر در سیستم های فرعی و اجزاء آنها، ویا به عبارت دیگر سنجش متغیرهای متعددی که در رفتار سازمانی و طرز عمل سیستم مؤثر است، به صورت اعداد و ارقام امکانپذیر نمی باشد، و همین موضوع کاربرد تئوری سیستم را در بررسی های جامع سازمانی محدود کرده است. علیرغم محدودیت های تئوری سیستم در بررسی های سازمانی، در سالهای اخیر فنون و روشهای خاصی تحت عناوین مختلفی مانند سیستم های مدیریت (Management Systems) و یا روشهای مقداری (Quantitative Methods) در مدیریت ابداع شده است که مدیران را در حل و فصل مسائل سازمانی و تصمیم گیری براساس اطلاعات واقعی یاری می کند. البته استفاده از فنون و روشهای مذکور در صورتی امکان پذیر است که متغیرهای مورد مطالعه بصورت اعداد و ارقام قابل سنجش و اندازه گیری باشد، بدین معنی که کلیه متغیرهای مؤثر در پدیده خاصی را مورد اندازه گیری قرار می دهند، و بهترین ترکیب این عوامل را برای نیل به هدفهای مطلوب در قالب مدل یا معادلات ریاضی با استفاده از تکنیک های خاص و با کمک کامپیوتر بدست می آورند. در این مرحله از پیشرفت روشهای علمی مدیریت، بررسی مسائل سازمانی در قالب تئوری سیستم بیشتر در صورتی نتیجه بخش است که اندازه گیری عوامل متغیری که در نیل به هدف یا هدفهای مطلوب مؤثر واقع می شوند، به صورت کمی یا مقداری امکان پذیر باشد. به همین جهت بررسی مسائل سازمانی در قالب تئوری سیستم اغلب به مفهوم محدودی تحت عنوان روشهای مقداری نامگذاری می شود، و برای این منظور طی مراحل زیر ضرورت دارد:

سیستم باز و سیستم بسته

سیستم معمولاً به دو نوع تقسیم می شود: سیستم باز (Open System) و سیستم بسته (Close System). سیستم بسته بیشتر به سیستم های مکانیکی در فیزیک و علوم تجربی اطلاق می شود. سیستم بسته صرفاً با استفاده از نیروهای داخلی و بدون ارتباط با محیط خارج می تواند به کار خود ادامه دهد. در نظریه های کلاسیک ، سازمان به عنوان یک «سیستم بسته» تلقی می شود که فقط متکی بر عوامل و نیروهای داخلی است و بدون ارتباط با محیط خارج می تواند مسائل خود را از طریق سلسله مراتب و تقسیم کار و روابط رسمی در داخل دستگاه حل و فصل کند. که متأسفانه اغلب سازمانها و شرکت های ما اگر نه 100 درصد ولی به مقدار بسیار بسته می باشد و حتی از شبکه های اطلاعاتی ارزان و بسیار پربار اینترنتی نیز استفاده نمی نمائیم.
یکی از مشخصات سیستم بسته، گرایش ذاتی در جهت تعادل ایستا (Static Equilibrium) و رکورد توقف است. به عبارت دیگر، در سیستم بسته بازده دستگاه تناسبی با منابع مصروفه ندارد و اتلاف منابع، بی نظمی و اختلال و اقدامات بدون هدف برای حفظ وضع موجود رواج پیدا می کند.
بر خلاف سیستم بسته، در سیستم باز گرایشی در جهت تعادل پویا (Dynamic Equilibrium) و رشد و تکامل از طریق ارتباط دائم با محیط خارج ملاحظه می شود. در این حالت، سیستم با دریافت منابع مادی و انسانی (Input) و تغییر و تبدیل (Transformation) آنها وسعی در ازدیاد و بهبود بازده (Output)، بیش از آنچه نیرو می گیرد (بصورت نیروی انسانی، مواد و اطلاعات) نیرو تولید می کند (بشکل کالا یا خدمات)، و بدین ترتیب خود را در مقابل سکون و نابودی (Entropy) حفظ می کند. در سیستم باز، دستگاه نه تنها بایستی خود را با عوامل محیط خارج سازگار سازد، بلکه دائماً خود را با عوامل متغیر داخل نیز منطبق می سازد.

تعریف سیستم

اصطلاح «سیستم» به «مجموعه ای از اجزاء وابسته» اطلاق می شود. به عبارت دیگر، سیستم به معنای یک «کل» بکار می رود که از ترکیب اجزاء متعددی تشکیل یافته است. بدین ترتیب، اصطلاح «سیستم» مفهوم وسیع و گسترده ای دارد که شامل مصادیق مختلفی در زیست شناسی و امور فیزیکی و اجتماعی و نظائر آنها می شود. به عنوان مثال، در زیست شناسی بدن موجود زنده یک سیستم تلقی می شود که از اجزاء یا سیستم های فرعی متعددی (مانند دستگاه اعصاب، دستگاه گردش خون، دستگاه گوارش و غیره) تشکیل یافته است. در نتیجه فعل و انفعال و تأثیر متقابل اجزاء وابسته، پدیده کل (سیستم) ظاهر می شود.
حدود سیستم اصلی و سیستم های فرعی (Sub-Systems) همیشه تابع قواعد و ضوابط معینی نیست. به عنوان مثال، اگر بدن انسان را یک سیستم اصلی فرض کنیم، هر یک از اجزاء آن (مانند دستگاه گوارش) سیستم فرعی بشمار می رود، ولی چنانچه خود دستگاه گوارش را سیستم اصلی تلقی نمائیم، اجزاء وابسته (مانند معده ، روده ، کبد و غیره) سیستم های فرعی سیستم اصلی (دستگاه گوارش) را تشکیل می دهند. بهمین ترتیب، در داخل یک سازمان (به عنوان سیستم اصلی)، سازمان غیر رسمی یک سیستم فرعی محسوب می شود، ولی اگر سازمان غیررسمی خود سیستم اصلی تلقی شود، در اینصورت سیستم های فرعی رفتار عبارتند از شبکه روابط اجتماعی ، شبکه روابط تخصصی، شبکه قدرت و غیره ...